غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
640
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ملاحظه شروط واقفان كرده از مقتضاى شريعت مطهره اصلا تجاوز نميفرمود لاجرم تا آخر ايام حيات شائبه نقصان بكمال جاه و جلالشان راه نيافت و روز بروز پرتو انوار عاطفت پادشاه كامكار بيشتر از پيشتر بر وجنات احوال آن جناب مىتافت انتقال مولانا صدر الدين ابراهيم بجوار پروردگار رحيم در نساورى فى شهور سنه اثنى و ثلثين و ثمانمائه روى نمود و مدت حياتش هشتاد و سه سال بود مولانا عبد الحميد ولد مولانا قطب الدين قرومى بود كه مدتى در ايام دولت امير تيمور گوركان بلوازم منصب صدارت قيام مىنمود و مولانا عبد الحميد در زمان سلطنت حضرت خاقان سعيد چند سال بشركت مولانا جلال الدين لطف اللّه در آن امر دخل مىكرد و در سرانجام مهام ارباب عمايم از اصاغر و اعاظم شرايط اهتمام بجاى مىآورد مولانا شمس الدين محمد امين بعد از فوت مولانا لطف اللّه منظور نظر عنايت خاقان عالى گهر شده بجاى پدر بزرگوار خويش مولانا صدر الدين ابراهيم منصب صدارت يافت و تا آخر ايام حيات پادشاه عدالت سمات در غايت اعتبار و اختيار بمراسم آن امر خطير قيام مىنمود و چون حضرت خاقانى از جهان فانى بعالم جاودانى انتقال فرمود سلوك طريق عزلت و گوشهنشينى اختيار كرده از غايت علو همت ديگر پيرامن درگاه سلاطين عاليجاه نكرديد و هرچند ميرزا ابو القاسم و ميرزا سلطان ابو سعيد آن جناب را تكليف قبول منصب موروثى نمودند به جائى نرسيد فعاش حميدا و مات سعيدا فى شهور سنه سبع و ثمانين و ثمانمائه مدت حياتش هفتاد و هفت سال بود و از آثار آن جناب مسجديست كه درون بلدهء هراة ببازارچه قيچان بنا نموده و دو رباط كه در دو جانب كوتل قريهء قليچ كه از قراى ولايت هراة رود است تعمير فرموده تقبل اللّه منه اما حال وزراء خاقان مظفر لوا برين موجب است كه مسطور مىگردد و من اللّه الاء غانة و المدد بتوجهات حضرت سبحانى تا اين قسمت جزء سوم از جلد سوم كتاب حبيب السير را خاتمه داده بقيه در جلد چهارم كه شروع آن تحت عنوان ذكر شمهء از حال وزراء خاقان مغفرت انتما مراجعه فرمايند